دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
84
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
تيولهاى « 1 » جديد را نهفقط به افسران سپاه تركمان ، بلكه به فرماندهان غيرتركمان واحدهاى جديد هم واگذار كرد . توسل او به انضباط كهن طريقت اردبيل ( صوفيگرى ) كه در بالا بدان اشاره رفت ، و سرسپردگى به شاه در مقام مرشد اعظم طريقت ( شاهى سونى ) داراى جنبههاى همانندى بود . باوجوداين ، شاه عباس در اثناى سلطنت بيشاز چهلسالهاش به اصل تمركزگرايى دولت وفادار ماند . اين نكته را نهفقط در بازسازى نيروهاى مسلح و ايجاد يك سپاه ثابت مىتوان مشاهده كرد بلكه از سركوبى گرايشهاى جدايىطلب امراى قزلباش و محو حكومتهاى عملا مستقل نه قبيلهاى همچون ذو القدر در فارس و يا افشار در كرمان و همچنين ضميمه دولتهاى فرودست سابق به امپراتورى نظير دولتهاى مازندران ( 1010 / 2 - 1601 ) گيلان ( 1000 / 1592 ، لاهيجان ، 1003 / 1595 ، رشت ) و لار ( 1010 / 2 - 1601 ) و انقياد و يا انضمام نواحى مستقلى چون مناطق گرجى كاخت ( 30 - 1029 / 1 - 1620 ) و مسخت ( Meshhetia ) ( 3 - 1032 / 4 - 1623 ) و ايالت مكران ( 1017 / 9 - 1608 ) كاملا هويداست . عقيده تمركزگرايى مخصوصا در روشى پيداست كه از آن براى افزايش اراضى سلطنتى ( خاصه يا خالصه ) بطور منظم بهره گرفت . البته قبل از دوره او امپراتورى صفوى داراى اراضى خالصه بود . اما شاه عباس اول جريان انضمام كل ولايات و يا ولايات عمده را به اراضى خالصه راه انداخت ، كارى كه جانشينان او از آن بهرهها گرفتند . اگر به ياد بياوريم كه در فاصله بين سالهاى 996 / 1588 و 1014 / 1606 ايالات قزوين ، كاشان ، اصفهان ، كرمان ( بخشى از آن ) ، يزد ، قم ، مازندران ، گيلان ، آستارا و گسكر ، حتى براى مدتى محدود ، به صورت اراضى خالصه درآمدهاند يعنى كل درآمد آنها براى استفاده شاه كنار گذاشته شده كسى را ياراى پرداخت آن به خزانه عامره و بهرهگيرى تيولانه از آنها نبود مفهوم اقداماتى از اين نوع براحتى قابل ارزيابى و سنجش است . شاه عباس در اواخر سده دهم / شانزدهم و آغاز سده يازدهم / هفدهم بر بحرانى كه در شروع سلطنتش مملكت را در ورطه نابودى انداخته بود ، چه از سوى دشمنان خارجى و چه نيروهاى متمرد داخلى ، فائق آمد . ايران در اين زمان به وسيعترين وسعت جغرافيايى خود در ايام صفويان دست يافت . عباس پس از تأمين امنيت در مملكت ، توجه خود را به استقرار تشكيلات منسجم ادارى معطوف ساخت . در تحول راههاى ارتباطى و حملونقل كه شاه عباس با توان تمام پيگيرى مىكرد ، مخصوصا ايجاد شبكهاى از كاروانسراها بايسته توجهى خاص است و هنوز تعدادى از آنها بطور كامل يا آسيبديده باقىمانده و در رديف آثار برجسته تاريخى ايران برشمرده
--> ( 1 ) - مينورسكى ، « تيول » در EI ، چاپ اول ؛ TMEN ، جلد 2 ، صص 667 به بعد ؛ به مطالب بعدى نيز رجوع شود .